X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

پشت پرده شبکه اهل بیت؟!!!

فرهنگی مذهبی- نیازمندی ها - یارانه - و خیلی چیزای جالب دیگه

چکامه ای از حمیده ‌سادات غفوریان

در سختی و در بلا نگه می‌دارد/نامرئی و بی صدا نگه می‌دارد

تو جانب اهل حق نگه دار و ببین/دستان خدا تو را نگه می‌دارد


چشم‌ها را به روی هم مگذار/که سکون نام دیگر مرگ است

دشمنانت همیشه بیدارند/خواب گاهی برادر مرگ است


گوش کن؛ در سکوت مبهم شب/پچ‌پچی موذیانه می‌آید

گربه بی‌حیای همسایه/نیمه‌شب‌ها به خانه می‌آید


پسرم! خواب گرم و شیرین است/اینک اما زمان خواب تو نیست

تا زمانی که حیله بیدار است/چه کسی گفته وقت لالایی است؟!

  

گوش کن؛ دشمن از تو و خاکت/پرچمی بادخورده می‌خواهد

از تمام غرور اجدادیت/قهرمانان مُرده می‌خواهد!


دشمنت مار خوش خط و خالی است/که فقط خون تازه می‌نوشد

هر کجا قابل شناسایی است/گرچه چون ما لباس می‌پوشد!


به درستی نگاه کن پسرم/هر کمان‌برکفی که آرش نیست

هر پدرمُرده‌ای که پیرهنش/بوی آتش دهد سیاوش نیست


چشم وا کن که دشمنت هر روز/با هزار آب و رنگ می‌آید

تو بزرگش نبین اگر کفتار/در لباس پلنگ می‌آید


پسرم! ممکن است در راهت/دشمن از دوست بیشتر باشد

گاه دنیا دسیسه می‌چیند/که پدر قاتل پسر باشد!


تو ولی شک نکن به راه و برو/مرد با درد و رنج مأنوس است

پشت پرهای کوچک گنجشک/قدرت بال‌های ققنوس است!


دست‌های تو مکر دشمن را/به جهنم حواله خواهد کرد

نفس آتشین این ققنوس/کرکسان را مچاله خواهد کرد!


آسمان فتح می‌شود وقتی/شوق پرواز در سرت باشد

در مسیر حفاظت از این خاک/مرگ باید برادرت باشد!


شک ندارم به این حقیقت که/تو شبی پرستاره می‌سازی

و اگر خون سرخ لازم بود/کربلا را دوباره می‌سازی


مادرت هم رسالتش این است/نگذارد هر آن چه شد باشی

من به تو یاد می‌دهم که چطور/قهرمان جهان خود باشی


پسرم! قهرمان کوچک من!/نقش خود را درست بازی کن

هر کجا دور، دور خاموشی است/با سکوتت حماسه‌سازی کن!


دشمن از دست‌های کوچک تو/مثل برگ از تگرگ می‌ترسد

تو فقط کوه باش و پابرجا/مرگ تا حدّ مرگ می‌ترسد!


من برای دلیر کوچک خود/تا قیامت چکامه می‌خوانم

توی گوشت به جای لالایی/بعد از این شاهنامه می‌خوانم...

تاریخ ارسال: شنبه 20 مهر 1392 ساعت 05:56 ق.ظ | نویسنده: غلامعلی حسینی بهجانی | چاپ مطلب
نظرات (1)
یکشنبه 21 مهر 1392 10:57 ق.ظ
سارا ش.م
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن
بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن
و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن . . .

سلام...
ب روزم و منتظر نگاه پرمهرتون
تشریف بیارید خوشحال میشم[گل]
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد