X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

پشت پرده شبکه اهل بیت؟!!!

فرهنگی مذهبی- نیازمندی ها - یارانه - و خیلی چیزای جالب دیگه

مراقب نااهلان و نامحرمان باشید

«یک مرتبه دیگر در خاتمه این وصیتنامه به ملت شریف ایران وصیت می کنم که در جهان، حجم تحمل زحمت ها و رنج ها و فداکاری ها و جان نثاری ها و محرمیت ها، مناسبِ حجم برزگی مقصود و ارزشمندی و علو رتبه آن است. آنچه که شما ملت شریف و مجاهد برای آن بپا خاستید و دنبال می کنید و برای آن جان مال نثار کرده و می کنید والاترین و بالاترین و ارزشمندترین مقصد و مقصودی است که از صدر عالم در ازل و از پس این جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد و آن مکتب الوهیت به معنی وسیع آن و دیده توحید با ابعاد رفیع آن است که اساس خلقت و غایت آن در پهناور وجود در درجات و مراتب غیب و شهود است و آن در مکتب محمدی «صلی الله علیه و آله و سلم» به تمام معنی و درجات و ابعاد متجلی شده و کوشش تمام انبیای عظام «علیهم السلام» و اولیای معظم «سلام الله علیهم» برای تحقق آن بوده ... 
شما این ملت مجاهد در زیر پرچمی می روید که در سراسر جهان مادی و معنوی در اهتزاز است - بیابید آن را یا نیابید - شما راهی را می روید که تنها راه انبیا و یکتا راه سعادت مطلق است.»
وصیت نامه سیاسی - الهی حضرت امام خمینی «قدس سره» / صحیفه نور، ج 21، ص 203.


عناصر بنیادین انقلاب
انقلاب اسلامی سه عنصر بنیادین دارد که عبارت است از مکتب، رهبری و امت. تفکیک این سه از یکدیگر به معنای انحراف و ناکارآمدی و بالاخره فنا و نابودی و یا انحراف از مسیر اصلی است و در این میان عنصر اصلی و نخستین جوهره، مکتب است که در انقلاب ما، اسلام ناب محمدی «ص» است. به فرموده امام خمینی: «انقلاب بزرگ اسلامی ما قبل از آنکه سیاسی و اجتماعی باشد یک انقلاب معنوی و روحانی است». (کلمات قصار، ص 95). این عنصر والا همان ایده و آرمانی است که امام و امت به پای آن ایستادند و فداکاری کردند و جای آن دارد که ما و نسل های بعدی تا سر حد جان برای جاودانگی آن پایدار و استوار بمانیم. 
البته عنوان اسلامیت نظام چیزی است که همه جریان های سیاسی و رجال سیاست بر زبان دارند و برای پیشبرد اهداف خود از عنوان اسلام بهره می گیرند.
چیزی که موجب نگرانی است سوء استفاده از عنوان اسلامیت به وسیله سوداگرانی است که در تفسیر مکتب به سهو یا عمد به راه انحرافی می روند که خطر این مدعیان اسلامیت از خطر معارضان با آن کمتر نیست و بلکه بیشتر است. از این رو رسول اکرم «ص» فرمود: «من نسبت به امت خود از مومن و مشرک بیم ندارم، زیرا مومن را ایمانش از خیانت باز می دارد و مشرک را خداوند سرکوب می کند، بلکه از منافق هراسانم که چیزی می گوید که شما آن را معروف می دانید اما عملی می کند که منکر و خلاف شرع است».

پلی به گذشته
اگر از صدر اسلام شاهد بیاوریم جریان حاکمیت پسمانده های احزاب جاهلی بر سرنوشت مسلمانان است که تظاهر به اسلام کردند و کینه های بدر و احد را در کشتار فرزندان اصیل و آزاده اسلام و وارثان نبوت و یارانشان به نمایش گذاشتند. معاویه و یزید و مروان ها و مأمون ها مسجد و محراب و نماز و جمعه و جماعت یعنی شعائر اسلامی را داشتند اما از سوی دیگر خصمانه ترین سیاست و سلوک را با اهل بیت پیامبر که وارثان وحی و ناصحان امت بودند پیش گرفتند. 
آنها نمی گفتند اسلام نباشد و قرآن خوانده نشود و حجِ تعطیل شود چرا که اینها ابزارهایی بود که از آن بهره می گرفتند، بلکه می گفتند قرآن به درستی تفسیر نشود و حاکمیت در اختیار آنها باشد و فقه دین در تعارض با اهداف حاکمان زورمدار و منافق بیان و تفسیر نشود. از این رو مدرسه اهل بیت را تعطیل کردند و خانه وحی را بستند. درس های تاریخی صدر اسلام باید برای هر عصری آموزه جریان شناسی و تفکیک سره از ناسره باشد.
از فردای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون هم می نگریم همه آنها که رو در روی نظام ایستادند همگی دم از اسلام و امام و انقلاب و حقوق مردم و آزادی و عدالت زده اند. حتی کسانی که دشمنان اسلام و انقلاب به صراحت از آن سوی مرزها از آنان حمایت می کنند و میلیارد میلیارد به پای آنها می ریزند تا در مقابله با آرمان ملت هزینه کنند و رجال خبری و رسانه های امپریالیستی و صهیونیستی آنها را باد می کنند که در فتنه گری پایدار بمانند، آری اینها نیز از اسلام و امام و انقلاب و حقوق مردم مایه می گذارند! خوشبختانه ایمان، شجاعت و بصیرت ملت، خاک یأس بر چهره آنان پاشید و چشم فتنه را کور کرد که نمونه های آن را در دو سال اخیر دیدیم.
یکی از جلوه های این آگاهی و ایمان مداری و ولایت مداری نهم دی ماه 88 و یادواره آن در دی ماه امسال بود که ملت، حماسه باشکوهی آفرید و مرگ خفت بار جریان فتنه و سردمداران و طراحان آن را در پهنه کشور اسلامی جشن گرفت. درود بر این ملت و سلام و تحیت نثار رهبری فرزانه که با تدبیر و مدیریت بحران بار دیگر کفایت و درایت و شایستگی خود را به اثبات رسانید.

جریان مشکوک خسارت بار دیگر
جریان دیگری که هنوز پشت صحنه آن بدرستی پیدا نیست، نظریه پردازی هایی است که درباره اسلام و تاریخ نبوت و انبیای بزرگ و احکام و فقه و سیاست و مدیریت اسلامی دیده می شود. این پرده جدید، دست ساخته کسانی است که در حاشیه برخی دستگاه های مهم حاکمیتی کشور جا خوش کرده و هرازچندگاه دسته گلی به باد می دهند و فتوایی صادر می کنند که خارج از صلاحیت آنهاست و حاضر نیستند پا از گلیم خود درازتر نکنند. آنچه در جریان این نظریه سازی ها لطمه می بیند اشخاص نیستند بلکه جبهه اصولگرایی است که کمتر به آن توجه می شود. این دولت و مجلس با خصیصه اصولگرایی، انقلاب را از مسیر انحرافی و بیراهه ای که به دست برخی ازسیاسیان صورت می گرفت، به ریل اصلی برگرداندند و گفتمان امام و ولایت را احیا کردند و در حالی که در آن دوره راه نفوذ و رخنه به ارزش ها باز شده بود بازگشت به ارزش ها را سرلوحه برنامه های خود قرار دادند. این دستاورد بزرگی بود. 
برای همگان معلوم است که ملت، چه به مجلس و چه به دولت با این شاخصه ها رای داد و نباید این حقیقت بر مسئولان امر پوشیده باشد و اقبال مردم را به شاخصه های شخصی پیوند زنند و خدای نخواسته از اصول فاصله بگیرند و دغدغه های علمای اسلام و دلسوزان نظام و امت حزب الله و توده های مردم را نادیده بگیرند و رضای عامه را به رضای خاصه بفروشند و برای حفظ اشخاص مورد علاقه شان به صورت مطلق و بدون انتقاد پذیری، وجدان عمومی را جریحه دار کنند که در این شیوه عمل نه تنها به خود ضربه می زنند بلکه به نظام و جریان اصولگرایی لطمه وارد می کنند که خسارتی جبران نشدنی و در محکمه الهی و دادگاه ملت غیر قابل بخشش است.
امام خمینی آن معلم بزرگ تهذیب و ارشادگر سیر و سلوک با یادآوری روز حساب می فرماید: «ما یک روز دیگر داریم، این را شک نکنید، ما یک روز محاسبه داریم و از همه چیز ما محاسبه می شود. آن روز خود انسان محاسبه خودش را می کند. آن روز قلم ها می آیند شهادت می دهند. دست ها شهادت می دهند، چشم ها شهادت می دهند: (کلمات قصار، ص 49).
امام امت همچنین فرموده اند: «باید سعی شود تا از راه رسیده ها و دین به دنیافروشان، چهره کفرزدایی و فقرستیزی روشن انقلاب ما را خدشه دار نکنند» (همان، ص 96).
امام بزرگوار که بخوبی مردم خود را می شناختند، دغدغه آنان را نسبت به اصول انقلاب چنین توضیح دادند: «مردم ایران ثابت کرده اند که تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند ولی تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت» (همان، ص 97).
در این زمینه به مسئولان نیز هشدار دادند که صاحبان اصلی انقلاب را نگه دارند: «مسئولین صاحبان اصلی انقلاب را به بهانه های بی اساس پس نزنند تا به جای آنان کسانی را که وارثان رژیم گذشته و وابستگان فکری به آنان هستند جایگزین کنند» (همان).
به فرزندان وفادار به انقلاب و نظام نیز تأکید کردند که اجازه ندهند نامحرمان سکاندار انقلاب شوند: «من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد» (همان).

امام و آینده انقلاب اسلامی 

از این گونه رهنمودها و توصیه های سرنوشت ساز از آن یار سفر کرده بسیار است که دغدغه اصلی این بود که افراد فرصت طلب و از راه رسیده و نااهل، با دستاویز قرار دادن اسلام و انقلاب به جهل یا از روی عمد با ارزش ها بازی نکنند و بر مقدرات مردم حاکم نشوند و در عین حالی که نسبت به اصل انقلاب نگرانی نداشتند، می گفتند: «من به سهم خودم هیچ نگرانی ندارم راجع به انقلاب، انقلاب راه خود را خودش پیدا کرده و پیش می رود و بستگی به وجود هیچ کس هم ندارد» (همان).
خواننده گرامی! جمله اخیر را یک بار دیگر بخوانید که بنیانگذار این نظام با اطمینان خاطر می گوید انقلاب راه خود را خواهد پیمود و بحق چنین است. انقلاب اسلامی سپهر درخشنده ای است که نمی توان جلوی نفوذ آن را گرفت. همان گونه که می بینیم چشم جهانیان به انقلاب اسلامی دوخته شده و صدور و گسترش آن، ابرقدرتهای مستکبر را به اضطراب افکنده چرا که رقیب شکست ناپذیر اصلی خود را در شرایط کنونی جهان اسلام انقلابی می دانند و امروز که بیش از بیست سال از رحلت آن بزرگمرد ملکوتی می گذرد تعبیر و تفسیر آن کلمه ماندگار را شاهدیم و به همین دلیل می بینیم آنها که سالهاست سیاست سرنگونی رژیم اسلامی را در سر می پرورانند و در 32 سال اخیر از هیج توطئه ای فرو گذار نکرده اند که آخرین آن فتنه سال 88 بود امروزه با لحن نرمتری با ایران سخن می گویند و این فرموده مقام معظم رهبری به برکت آگاهی و پایداری است: «نرمتر شدن لحن دنیای غرب در برابر مسلمانان از برکات و نتایج بیداری مسلمین و ایستادگی در دنیای اسلام است. حرف کسانی که می گویند امروز ایران از چشم دنیا افتاده است ابداً قابل قبول نیست».

اصولگرایی نه ادعای تنها 
در همین جا باید تأکید کرد همان گونه که اصل اسلامیت و انقلابی بودن به صرف دعوی نیست و شاخصه ها و لوازم دارد، باید بیدار بود که اصولگرایی نیز دستاویز مقاصد دیگر نباشد. اصول انقلاب اسلامی و شاخص های آن روشن است. در عمل نیز معیارهای خاص خود را دارد که مدعیان را از اهل صدق جدا می کند. بی تردید در میان شاخصه های اصولگرایی، ولایتمداری بارزترین شاخص است که صدق و کذب مدعا را تفکیک می کند، همان گونه که پس از پیامبر راه اهل بیت «ع» معیار مسلمانی واقعی بود، تبعیت از ولی فقیه نه تنها به زبان بلکه در عمل و کردار نیز شاخصه اصلی اصولگرایی انقلابی است. بنابراین کسانی که در قوای سه گانه مدعی اصول گرایی هستند و نان این جریان را خورده اند و امتیاز آن را گرفته اند، بدانند که اعمالشان زیر ذره بین ملت با بصیرت است؛ ملتی که در اسلام و ولایت ذوب شده است و در تشخیص حق و ناحق اشتباه نمی کند و این بصیرت و تشخیص، ثمره ایمان و صداقت آنان است؛ مردمی که از جاه و مقام وارسته اند و راه فریبکاری و دغل بازی را نمی دانند و تجربه نکرده اند. آنان که بدون نام و شهرت و آوازه که با صبوری و ریاضت برای دیگران الگوی بردباری و صداقت و سادگی اند. آنان که روز 22 بهمن می آیند، روز قدس می آیند، روز نهم دی و یوم الله های دیگر می آیند بدون اینکه کمترین توقعی از کسی داشته باشند. می آیند به حکم وجدان و ایمان و غیرت و جوانمردی شان، می آیند برای پاسداری از دستاورد خون عزیزانشان و برای اعلام وفاداری نسبت به ولی امر که بیشترین اطمینان و یقین را به راستی و شایستگی اش دارند. این مردم برای همه، حتی نخبگان و مسئولان امور الگو و اسوه اند تا تعلقات شخصی و فرزندان و حاشیه ها و نورچشمی ها را به پای اهداف عالی فدا کنند. این همان تقوای سیاسی است که امیرمومنان «ع» در روش حکومت خود نشان داد و نزدیکترین افراد خاندان حضرتش جسارت این را نداشتند که پا را از حق خود فراتر نهند و با برادرش عقیل آن گونه عمل کرد که می دانیم و از بیت المال بیش از سهم معمولی دیگران چیزی نداد و با آهن گداخته توقع وی را پاسخ داد و اگر یک والی در قلمرو حکومتش تخلف و اجحافی مرتکب می شد بدون مجامله او را از کار برکنار می کرد و معیار این سیاست، همانا حق محوری بود نه انتقام جویی و آنها که امروزه داعیه دار پیروی از سیاست علوی هستند معیار علمشان باید آن حضرت باشد. اجازه ندهند مسیر انقلاب به انحراف کشیده شود و یا منحرفان، نظریه پرداز انقلاب باشند و به آنها خط فکری بدهند و جاه طلبان از رانت شخصیت استفاده کنند.
در پایان این مقاله به چند مورد از توصیه های حضرت امام می نگریم:
«حفظ خود اسلام از حفظ جان مسلمان هم بالاتر است».
«حفظ مصلحت عمومی و اسلام، مقدم است بر حفظ مصلحت شخصی».
«اگر اسلامی بودن نهضت محفوظ باشد دیگر آسیب نمی بینید».
واینک ماییم و مسئولیت شرعی و ملی خود، که در هر رتبه و جایگاهی هستیم وجدانمان را به داوری طلبیم که سهم اسلام در عملکرد ما چه مقدار است؟


نویسنده: حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی رهبر

منبع: پاسدار اسلام، شماره 349

تاریخ ارسال: شنبه 4 تیر 1390 ساعت 12:20 ق.ظ | نویسنده: غلامعلی حسینی بهجانی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد