X
تبلیغات
نماشا
رایتل

پشت پرده شبکه اهل بیت؟!!!

فرهنگی مذهبی- نیازمندی ها - یارانه - و خیلی چیزای جالب دیگه

احادیث درباره ولایت مطلقه فقیه

سؤال : 

آیا اندیشه و تئوری ولایت مطلقه فقیه غیرمعصوم در احادیث و روایات رسیده از ائمه معصومین تصریح شده است؟ آدرس بدهید لطفا. در ایات قرآن چطور؟ کدام علما و مراجع مطرح قبل از امام خمینی به این اندیشه باور داشتند؟ آیا آقای بروجردی از موافقین جدایی دین از سیاست بودند؟ اگر بله ... آیا علت زمانی خاصی داشته یا نظر کلی ایشان بوده است؟


جواب:

 پیامبربزرگوار اسلام زمانی در میان یاران خود نشسته بودند وفرمودند: " خدایا جانشینان مرا رحمت کن ". عرض شد جانشینان شما چه کسانی هستند؟ فرمودند: " کسانی که بعد از من احادیث و سنت مرا برای مردم روایت می کنند" (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، 1376، ص591 ).

علامه نراقی در این مورد استدلال جالبی دارد. ایشان می گویند: " به این مثال توجه کنید! هرگاه حاکم یا سلطان یک ناحیه بخواهد مسافرتی به جائی داشته باشد و بعد از ذکر بسیاری از فضائل، به شخصی بگوید: فلان شخص خلیفه من، به منزله من، مثل من، امین من، و متکفل رعایای من و حاکم و حجت از جانب من، مرجع جمیع حوادث و مجرای امور و احکام شما است، آیا شکی باقی می ماند که قائم مقام او تمام اختیارات سلطان در اداره امور رعیت آن نواحی به جز موارد استثنا شده را دارد؟ "( موارد استثنا شده نزد برخی از فقهاء جهاد ابتدائی است). ایشان در همین بحث نتیجه می گیرد که وقتی پیامبر یا امام معصوم ع درمورد شخصی چنین مطالبی را گفتند چنین می فهمیم که هر آنچه از آن پیامبر یا امام معصوم ع مربوط به امور مردم یا امت بوده، برای چنین شخصی نیزبدون شک ثابت خواهد بود.( احمد النراقی، عوائد الایام، 1408، ص 188).

علاوه بر این امام زمان ع درپاسخ نامه اسحاق بن یعقوب ( یکی از شیعیان ) درمورد این که در عدم دسترسی به شما در امورلازمه به چه کسی مراجعه داشته باشیم؟ امام فرمودند: " درهر حادثه ای که برای شما پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه داشته باشید. به درستی که آنها حجت من برشما هستند ومن حجت خدا برایشان می باشم" (الحر العاملی، وسائل الشیعه، بی تا، بیروت، ج6، ص335).

صاحب کتاب فقهی جواهر الکلام ( محمد حسن نجفی) می گوید: " مراد از این حدیث این است که فقیهان در جمیع آنچه من حجت هستم ، حجت من بر شما هستند مگر آن چیزهائی که با دلیل خارج شود" ( محمد حسن النجفی، جواهر الکلام، ج21، بیروت، بی تا، ص 396و 397 ).

درقرآن اما، خداوند وقتی می فرماید: " ازاولی الامر اطاعت کنید" ( نساء، 59)، به عقیده قریب به اتفاق مفسرین شیعه اولی الامرمنحصربه ائمه معصومین می باشد که اطاعت از آنها واجب است. بنابر این وقتی می فرمایند: " من فقیه را بر شما حاکم قرار دادم، پس اگر بنا بر دستورهای ما برای شما حکمی صادرکرد وافرادی از او نپذیرفتند، بدانند که حکم خدا را تضعیف وما را رد کرده اند وکسی که ما را رد کند ، مثل این است که خدا را رد کرده است که این در حد شرک به خداوند است "( الحرالعاملی، وسائل الشیعه، بیروت، ج 18، ص 99)، بدون شک اطاعت از فرامین فقیه واجب می شود زیرا در غیر این صورت رد حرف ائمه خواهد شد. 

[ در این مورد حتما به پاسخ سؤال شماره یک در زمینه ولایت مطلقه مراجعه کنید][ در مورد احادیث دیگر منتظر جوابهای دیگر باشید ].

در اینجا شما ملاحظه می فرمائید که غیر از امام خمینی حد اقل دو نفردیگر از فقهاء( علامه نراقی و صاحب جواهر) ولایت مطلقه فقیه را پذیرفته اند. البته غیر از اینها فقهائی همچون شیخ مفید، علامه حلی، محقق ثانی، آیه الله خوئی و دیگران ولایت مطلقه را قبول داشته اند که برای دستیابی به نظرات آنها به کتاب اینجانب تحت عنوان " درآمدی بر تحول نظریه دولت در اسلام، چاپ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی " مراجعه کنید.

آیه الله بروجردی به هیچ وجه سیاست را از دیانت جدا نمی دانسته اند و دلیل بنده در این مسئله نطرات ایشان است که می گویند:

1- همانا ما یک سری نیازمندیهای اجتماعی داریم که انجام آن ازوظایف رهبر جامعه است.

2- دیانت مقدس اسلامدر تبیین امور سستی نکرده؛ بلکه بیشترین اهتمام را داشته است و بدین لحاظ احکام زیادی تشریع و اجرای آنها را به سیاستمدار مسلمانان تفویض کرده است.

3- این سیاستمدارمسلمانان در صدر اسلام کسی جز شخص نبی اکرم ص سپس خلفای بعد از او نبوده اند....( اما) امامان معصوم ع می دانسته اند که اغلب شیعیان در زمان حضور، وجمیع آنها در زمان غیبت، امکان دسترسی به آنها را ندارند؛ پس آیا امکان دارد که آنهارا از رجوع به طاغوت ها وقاضیان جور منع کنند و با وجود این، خود نیز کسی را برای رجوع در این امور معین نکنند؟!

سپس ایشان می گوید: کسی که از طرف امامان برای سیاست جامعه و اداره آن منصوب شده، همان فقیه است؛ زیرا کسی قائل نیست که امامان دیگران را نصب کرده اند.... پس مراد ازحاکم در عبارت [ امام صادق ع] " به درستی که من او را برای شما حاکم قرار داده ام " در مورد کلیه امور اجتماعی است، که از وظایف شخص خاصی نیست ( حسین الطباطبائی البروجردی، البدر الزاهر، 1416، ص 78 و 79).

آقای بروجردی اما در آن زمان معتقد بودند که اگر برعلیه شاه اعلامیه بدهند و بر علیه شاه قیام کنند حکومت به دست کمونیستها خواهد افتاد که بسیار بدتر از شاه هستند. پس بین بد و بدتر، بد را انتخاب کردند. 
 

منبع: http://roshangariha.persianblog.ir/

تاریخ ارسال: چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 ساعت 09:19 ق.ظ | نویسنده: غلامعلی حسینی بهجانی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد